سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 2000218
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند

         نظامی  و آثارش از دیدگاه صاحب نظران                       
     در این قسمت به این مسأله هر چند اندک پرداخته می شود  : 
     1- هر چند نظامی کار داستان سرایی را به تقلید شیوه و ساختن نظیره آثار خود منحصر کرد ولی این مطلب نه تنها نشان دهنده خطای نظامی نمی باشد بلکه هنر و لیاقت اوست که شعرای دیگر نظامی را سرمشق خود قرار داده اند  . 1 
    2- هر داستان نظامی نشان دهنده دید تازه شاعر می باشد مثلاً شاعر در هنگام سرودن مخزن الاسرار چون جوان است شعر را وسیله ای برای بیان حکمت و اخلاق می داند  ؛ در خسرو و شیرین که به نظم قصّه های کهن آغاز می کند دیگر گویی شعر را تنها وسیله تعلیم نمی داند مایه لذّت و تفریح نیز می شمرد . در بهرام نامه گاه شعر را به بیان قصّه های خیالی که جز لطف و جمال ظاهری هیچ چیز ندارد ، مصروف می دارد و گویی در وجود او افلاطون به تئوفیل گوتیه تبدیل می شود . اندیشه او نیز از آن تعصّب خشک که در مخزن الاسرار دارد در داستانهای دیگر بیرون می آید .  2  
    3- چون مانند دیگر شعرای چاپلوس ملازم آستان نبود از این رو با این شاعران انسی نداشت وچه بسا مورد خشم و نفرت آنان هم بود ولی با این همه نزد همه محترم و همه جا مورد تکریم بود . 3 
     4- در جوانی از دقایق نجوم و علوم دیگر کم چیزی بود که وی از آن بهره ای  نداشته باشد .  از گویندگان گذشته بیشتر به فردوسی و تا اندازه ای هم به سنایی نظر داشته است ؛ از لحاظ مادّه مخزن الاسرار تا اندازه ای به حدیقه سنایی می ماند . البتّه هر چند از حیث طراوت بیان و شیرینی عبارت بر حدیقه برتری دارد لیکن از جهت عمق و قوت معنی به پای آن نمی رسد ؛ هفت گنبد نیز از تأثیر حدیقه خالی نیست . فردوسی در شاهنامه به صحّت نقل پای بند است در حالی که نظامی در داستان دخل وتصرف را جایز می داند و به همین دلیل گاهی شاخ وبرگ به داستان می دهدتا جایی که داستانهای او از تشبیهات تازه و استعارات لطیف مشحون می گردد طوری که گاه سخن شاعر ثقیل می گردد . 4  
    5- نظامی از معدود شاعرانی است که خواهان تجدّد و نو جویی و نوآوری هستند . چون ازهمه معارف زمان خود علاوه بر فنون ادب آگاه بوده  و در شعر خود سود برده است ؛ بنابراین شعر او آئینه تمام نمای فرهنگ ایران در قرن پنجم و ششم است . همچنین در ضمن اشعار خود دهها ضرب المثل به شیوه ارسال مثل آورده و به دهها قصّه و داستان ملّی و مذهبی به صورت تلمیح اشاره کرده است . 5 
     
     6- بی شبهه نظامی در مثنوی داستانی استاد و پیشرو دیگران است .  سبک نظامی متین و نظمش شیرین و شعرش صاف و روان و به طور کلّی سخنش از تعقید آزاد است ؛ گرچه در مواردی عبارات پیچیده در شعرش توان یافت .  شاعر به طور کلّی در پندهای خود خوی بلند و مردم نوازی را توصیه می کند . 6 
     
      7- نظامی نخستین شاعر ایرانی است که داستان بزمی را هدف اصلی شعر خود قرار داد ، و آن را در مثنوی روان با تعبیرات نو و ترکیبات وصفی خاصّی ادا کرد ؛ پس در این شیوه فضیلت سبقت از آن اوست 
                         عاریت کس نپذیرفته ام                       آن چه دلم گفت بگو گفته ام  
                         شعبده تازه برانگیختم                           هیکلی از قالب نو ریختم  
      وزن و شیوه این داستانها خواه لیلی و مجنون ، خواه خسرو و شیرین خود بیان کننده این مطلب است که این اشعار بزمی را ناچار با نغمه های دلکش می خواندند و می نواختند ، و ابیاتی هم هست که نشان
     می دهدخود استاد نیزاز موسیقی بهره داشته ، و بسا گفته های خویش را با نغمه و ساز می سروده است . مثلاً در شرح بزم آرایی خسرو سخن از سی آواز گوناگون به میان آورده که گویا آنها را باربد نغمه ساز نامی از میان صد دستگاه برگزیده در بربط می زده است .  1  
     
     8- مهارت نظامی در ایراد معانی و قدرتش در تنظیم و ترتیب منظومه ها و داستانهای خود باعث شد که آثار او مورد تقلید دیگران قرار گیرد و این تقلید وتتبّع از قرن هفتم تا روزگار ما ادامه یابد  وی تنها شاعری است که توانست داستان را با سبک وشیوه خاصّی در زبان فارسی به حدّ اعلای تکامل خود برساند .  2 
     
    9- در مورد نظامی باید بدانیم که او پیشرو " سبک اصالت هنر " است و در هر بیتی خواسته است به زبان هنر سخن بگوید و در هر کلمه ای ، مجازی و در هر مجازی ، استعاره ای را به کار بندد ، مثلاً در ابیات زیر از مخزن الاسرار استعاره ها را می بینیم 
                 گه به سلام سمن آمد بهار                           گه به سپاس ایزد گل رفت خار   
               نسترن از بوسه سنبل به زخم                         از مژه غنچه لب گل به زخم  
     
    و در این شگرد سخن پروری است که می بینیم خواجوی کرمانی ، امیر خسرو دهلوی ، حافظ ، صائب و بیدل و دیگران کار او را دنبال می کنند و حافظ از همه پیروزبخت تر قدم به عرصه غزل می گذارد و در صحنه مثنوی نیز خلّاق المعانی خواجوی کرمانی رمزهایی می آفریند که جای تحقیق آن نیز باقی است . 3 
     
     10- نظامی همواره مورد ستایش شاعران و تذکره نویسان و محققّان بعد از خود بوده است . از میان کسانی که شرح هایی بر منظومه های نظامی نوشته اند تنها شادروان وحید دستگردی است که با دقّت کوشیده تا مشکلات معانی ابیات و مضامین همه منظومه های او را بگشاید . استاد مجتبی مینوی می گوید : " مسلمّاً عدّه شاگردان او از شماره استادانش بیشتر بود . نه تنها هر که قوّه نظمی داشت و داستان منظومی نگاشت خمسه نظامی را سرمشق خویش ساخت ، حتّی حافظ با آن عظمت هم ساقی نامه و مغنّی نامه خود را به سبک قطعه های خطاب به ساقی و خطاب به مغنّی گفته است که نظامی در اوّل هر یک از فصول
    شرف نامه و اقبال نامه ، سروده است . " 4 
    البتّه در پایان این مبحث باید گفت که دکتر ثروتیان برخی از ابیاتی را که دستگردی آن ها را از نظامی می داند این  مطلب را قبول ندارد که برای توضیح بیشتر آن می توان به کتاب اندیشه های نظامی ، دکتر ثروتیان ، صفحه 31   مراجعه نمود ؛ برای شناخت بیشتر خسرووشیرین واندیشه های نظامی دراین مورد می توان به همین کتاب صفحات( 163– 91) مراجعه نمود.    
     


                           بسم الله الرحمن الرحیم
     
    در این قسمت بر آنیم  که برای پژوهندگان راغب به فرهنگ پربار ادبیات فارسی تنها به صورت گذرا   شرح حال و نکاتی راجع به شرح حال نظامی ذکر کنیم . لازم به ذکر است که به علّت گستردگی مطالب فقط گوشه ای ازاین تحقیقات را ذکر می کنیم .
              
      حکیم ابومحمّد الیاس پسر یوسف به نظامی شهرت داشته است. وی در دهه چهارم سده ششم هجری در شهر کشیده است ؛ زندگی او بیشتر و نزدیک به تمام در زادگاهش گنجه گذشت . گنجه متولد شده ودر همان جا پرورش یافته و به سال– 614 پس از سه ربع قرن زندگی – روی در نقاب خاک کشیده است . 1
     از میان سلاطین با اتابکان آذربایجان و پادشاهان محلّی ارزنگان و شروان و مراغه واتابکان موصل رابطه داشت و منظومه های خود را به نام آنان ساخت . 2  
    شاعر جادو سخن ، الیاس پسر یوسف ، نظامی گنجه ای خود را آیینه غیب می نامد و می گوید دم و ذکر مسیح دارم  3  
               در سحر سخن چنان تمامم                  کآیینه غیب گشت نامم           " لیلی و مجنون "
    از شعری از او در اقبال نامه ( دومّین بخش از اسکندر نامه ) برمی آید که سه زن اختیار کرده ولی هیچ گاه بیش از یک زن در خانه نداشته است : 
             یکی جفت همتا تو را بس بود                 که بسیار کس مرد بیکس بود      " اقبال نامه "  
    نخستین زن به هنگام نظم خسرو و شیرین و دیگری به هنگام نظم لیلی ومجنون و سومی به هنگام نظم اقبال نامه بدرود حیات گفته است و شاعر پایان عمر خود را به تنهایی گذرانیده است . در پایان قصّه خسرو وشیرین آن جا که بر مرگ شیرین زاری می کند از نخستین همسر از دست رفته اش – آفاق –  یاد می کند:                                                                                               
             سبکرو چون بت قپچاق من بود          گمان افتاد خود کافاق من بود    " خسرو و شیرین "                                                                                    
    نظامی از پسر خود – محمّد – در پایان خسرو و شیرین و آغاز لیلی و مجنون و هفت پیکر و پایان اقبال نامه یاد کرده است ؛ وی در این سه داستان به ترتیب کودکی هفت ساله ، نوجوانی چهارده ساله و جوانی رسیده معرفّی شده است .  
    بر شهر گنجه ماجراهای بسیار رفته است ؛ از کسانی که در باره این شهر سخن گفته اند می توان از زکریای قزوینی صاحب آثار البلاد نام برد که می گوید : " گنجه شهری است آبادان و پر غلّه ، مردمش اهل سنّت و جماعت اند و اهل صلاح و خیر ودیانت ، از گنجه به شهرهای دیگر ابریشم و اطلس و جامه هایی به نام " گنجی " برند و ایرانیان به این نوع جامه ها " قطنی " گویند . " 4    
    شاعر بلند آوازه در همین شهر در حدود هفتاد سال زندگی کرد، بعد از حدود سه یا پنج سال ازنظم آخرین اثرش – اسکندرنامه – در گذشت زمانی که قسمتی از شهر زیبایش در اثر زلزله ویران شده و بسیاری کشته شده بودند : 
                     چنان لرزه افتاد بر کوه و دشت               که گرد از گریبان گردون گذشت
    زچندان زن و مرد و برنا و پیر              برون نامد آوازها جز نفیر      " اقبال نامه "                                                                                            بعدها بر سر قبرش ضریحی ساختند و خاک او زیارتگاه مردم آن حدود شد ؛ هنگامی که گنجه جدید را ساختند مقبره نظامی در بیرون شهر افتاد ؛ اکنون همان جا بنایی بر آورده اند که از شاهکارهای معماری است .5    
     
    --------------------------------------------------------------------------------
       1-   عبدالمحمّد آیتی ، داستان خسرو وشیرین نظامی -  ص ( نه )         2-   دکتر ذبیح الله صفا ، گنج وگنجینه به انتخاب دکتر محمّّد ترابی – 601
        3- بهروز ثروتیان ، لیلی و مجنون – بیت 6 ، بند 9                          4-   عبدالمحمّد آیتی ، داستان خسرو وشیرین نظامی – ص ( ده )     
                                                                    5 -  همان : ص ( دوازده )
     
     


    «استاد شهریار»
     1-بیو گرافی   
      سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به «شهریار» (تخلص شهریار در اوایل «بهجت» بوده است.و با آن تخلص به شعر گفتن می پرداخته دوباره به فال حافظ تخلص خواست که این دو بیت از دیوان حافظ آمد و خواجه تخلص خود را شهریار انتخاب کرد.)
    که چرخ سکه ی دوست بنام شهریاران زد
                                                                                    روم به شهر خود و شهریار خود باشم
    فرزند حاج سید آقا خشگنابی که از وکلای درجه ی اول تبریز و از دانشمندان و اهل ادب بود و در سال 1283 هجری شمسی در تبریز متولد شد اصلیت خانوادگی آنها روستای خشگناب است. شاعر ایام کودکی را که مصادف با انقلابات تبریزبود در روستاهای «شنگول آباد» و «قیش قرقاش»و«خشگناب» به سر برد و خاطرات شیرین بسیاری از آن نقاط دارد. وی تحصیلات خود را با قرائت گلستان و مضاب در مکتب آن روستا و پیش پدر شروع کرد و همان دوران با دیوان حافظ که تا آخر عمر عمرش همواره در دسترش قرار داشت آشنایی پیدا کرد به طوریکه استاد شهریار میگوید:           
                                          «هرچه دارم همه از دولت حافظ دارم»
    بعد سیکل، اول متوسطه را در مدرسه ی متحده و فیوضات به پایان رساند و در سال 1300 به تهران آمد و تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند(1303) و وارد مدرسه ی طب شد و پس از پنج سال تحصیل به دام عشق نافرجامی گرفتار آمد و این ناکامی موهبتی بود الهی که آتش درون و سوز و التهاب شاعر را شعله ور کرد و تحولات درونی او را به اوج های معنوی ویژه ای کشانید تا جائی که بنده ی علایق دست و در سبک صاحبدلان در آمد و سروده هایش رنگ و بوی دیگری یافت شاعر در آغازین دوران جوانی به وجهی نیکو از عهده ی این آزمون «درد و رنج»بر آمد و پایه ی هنری اش به سر حد کمال رسید و شهریار از این دگرگونی و عوامل روحی خود با این تعبیر یاد می کند: 
             «بت شکنی هایی که به نائب شدن وی انجامیده،برای بسیاری ناآشناست»
    شهریار در سال 1310 وارد خدمت دولت شد و تهران را ترک گفت و مدتی به خراسان رفت و تا سال 1314 در آن سامان بود و بعد به تهران بازگشت و وارد خدمت بانک کشاورزی و پیشه ی هنر گردید.شهریار از محل وامی که بانک کشاورزی به اعضای خود می داد منزل کوچک و قابل سکنائی در یکی از کوچه های منشعبه از خیابان پهلوی تبریز به قیمت 24 هزار تومان خرید که 18 هزار تومان آن مقروض بود و ماهیانه اقساط آن را به بانک کشاورزی از محل حقوقش می پرداخت . شهریار در تبریز با یکی از بستگانش ازدواج کرد که ثمره ی این ازدواج دو دختر به نام های «شهرزاد و مریم» بود.
    2-سبک استاد
    سخن لطیف شهریار، چیرگی بی نظیر او در سرودن شعر به دو زبان «دری و آذری» شهرت ویژه ای به این پیر استاد و عرفان بخشیده بود.وصیت شهرتش از فراسوی مرزهای جغرافیائی ایران به سرزمین های دیگر ره گشود و سخنان دل نشین،رباعیات،دو بیتی ها،قطعه ها،مثنوی ها و هنر سرودن غزل روشنی بخش دل شیفتگان معرفت الهی گشته است و همین نکته است که شهریار را در میان اقران و شاعران بزرگ معاصر ایران ممتاز و بی نظیر نموده است. استاد شهریار غزل سرای معاصر ایرانی پس از 84 سال زندگی ادیبانه و درویشانه و عمری جاودان در سال 1367 هجری شمسی جان به جان آفرین تسلیم کرد و غم بزرگی را در دامان جامعه ی ادبی ایران نهاد .
    به هر تقدیر، شهریار شاعری است یکه تاز در میدان توحید و وادی عرفان و خود با اشاره به سروده ی حافظ می گوید:
                                 «هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم»
    3-آثار استاد
    از آثار شهریار میتوان به بهترین اثرش«دیوان پنج جلدی» و «حیدر بابایه سلام» به زبان آذری اشاره کرد و در اشعاری چون صدای خدا،قیام محمد ، مناجات،مولا علی،کاروان کربلا ، هدیه ی عید غدیرو... عمق اعتقادات شهریار را بر آنچه که خود به حق گفته می توان دریافت.
    منبع:دیوان پنج جلدی شهریار                                                                                     تهیه کننده:محمد رضا لطفی  


    شعری در وصف کربلا وتوصیف یاران امام حسین (ع)

                                                    بوی نعنا                                                 
                      
    شعرهایم بوی نعنا می دهد                                تا به خود بوی تولا می دهد
    شعرهایم رنگ احساس خداست                        با نفیر حق پرستان هم نواست
    کوچه باغ شعر من ماتم فزاست                            ماجرای شعرهایم کربلا ست
    شعر من دیباچه اش حزن وغم است                   حال هر مصراع شعرم مرهم است
    باز تا یاد محرم کرد دل                                        قلب ها را کوه ماتم کرد دل
    یاد هفتاد ودو تن یار شهید                                    یا د عون وجعفرعباس رشید
    یاد آن میرعلمدارحسین                                     یاد عطشان کودک زار حسین
    یاد آتش بر حریم آن حرم                                    حزن و ماتم آوردمان دم به دم
    ای محرم ای همه درد و بلا                                 ای سرودت غم نوایت جان گزا
    دیده ای عباس آب آور چه کرد؟                              با دو دستش نیزه و خنجر چه کرد؟
    دیده ای طفلان عطشان حسین                            جان به لب هریک به دامان حسین
    تو گلوی خشک اصغر دیده ای؟                                      بس جفا بر آل اطهر دیده ای؟
    دیده ای بر نیزه سرهای جدا؟                                       دیده ای روی زمین خون خدا؟
    یوسف حق دیده ای تو در تنور؟                                          دیده ای آنجا بس آیات نور؟
     


    در ثنای علی ابن موسی الرضا (ع) 
          
    ای حریمت خوش تر  از فردوس اعلی بارها                 جبهه سای در گهت گشته مسیحا بارها
    یک طواف کوی تو همسنگ با هفتاد حج                          ای خراسان تو به از ارض بطحا  بارها
    چشمه خورشید ی و نوژ علی نورای امام                       ای ید بیضای تو خوشتر زموسی بارها
    ضامن آهو تویی شو ضا من آهوی من                                 بی عنا یات توام القصه رسوا بارها
    ای خور آسان جلوه کن بر کشور قلبم که من                 مستحق تر گشته ام از طور سینا بارها
    با ارادت بوسه بر درگاه پاکت می زنم                               ای خد یو ملک ایمان یابن زهرا بارها
    شهره در شهرم به بد نامی و مهجوری ولی                     تا شنیدی ناله ام گفتی به من آبارها
    زمزم و کوثر نباشد چون عطای تو زلال                              دیده ام  الطاف تو پنهان و پیدا بارها
    چشم ادراکم منور کن که در یابم  تو را                              ورنه نابینا ترم از لوچ و اعمی بارها
    دفتر اعمال من مشق سیاهی بیش نیست                   کن شفاعت  یابن زهرا بر شکیبا بارها
    نو بهار است ولی میل به صحرا نکنم                               سوی بستان نروم عزم تماشا نکنم
    نغمه بلبل اگر لطف و شنیدن دارد                                   لحظه ای گوش بران نغمه زیبا نکنم
    گل نر گس چمن حسن بیارای و بیا                               که گلی غمزه فزا مثل تو پیدا نکنم
    صوت قمری که دهد شور به هرزاهد ومست                بی تو من گوش بر آن صوت دل آرا نکنم
    ای خوش آوازتر از نغمه داوود بیا                                  بی تو من گوش به آهنگ فریبا نکنم
    جمعه ها از غم تو هیچ مرا نیست شکیب                       تا نگه به رخت ای یوسف زهرا نکنم
    من شکیبای توام دلشده ورام توام                                  چه کنم کز غم تو صبر شکیبا نکنم
     


    پرندگان منظومه منطق الطير عطار
     
     
     
    منطق الطير:
     مأخوذ است از آيه شريفه: «و ورث سليمان داود و قال يا ايها الناس علمنا منطق الطير واوتينا من كل شي ء ان هذا لهو الفضل المبين» (سوره نمل آيه 16)- در تفاسير قرآن كريم از مرغان مختلفي كه با سليمان (ع) سخن گفته اند و او گفتار آنان را براي پيروان خود ترجمه فرموده است. اسم برده اند و جهت مزيد اطلاع ر. ك. : تفاسير فخررازي ج 6 ص 556 و بيضاوي ج 2 ص 194 و كشف الاسرار ج 7 ص 189 و ابوالفتوح ج 4ص 153- اين كلمه را شعراي فارسي زبان به همين معني در اشعار خود بسيار آورده اند.
    هدهد:
     

     
     
     در فارسي پويك و شانه سر را گويند. (برهان) – مرغيست بدبو كه بر زباله آشيان سازد، بر بدنش خطوط و رنگهاي فراوان است و كنيه او ابوالاخبار و ابوثمامه و ابوالربيع و ابوروح و ابوسجاد و ابوعياد است. گويند كه از بالاي آسمان آب را در زير زمين ببيند همانطور كه آدمي آنرا در شيشه ببيند. (دميري) – گفته اند كه هدهد راهنماي سليمان بود بر آب و آن چنان بود كه سليمان هرگاه كه خواستي نماز گزارد هدهد او را ره نمودي به آب و در بيابان زمين را مي كندند و به آب مي رسيدند تا سليمان با آن غسل مي كرد يا وضو مي ساخت. (جهت مزيد اطلاع ر. ك. : قصص انبيا ذيل قصه سليمان و بلقيس و حياة الحيوان جا حظ ج 4 ص 77 و حياةالقوب ج1 ص264)
     
    2
     
     
     
     
    بلبل:

     نمونه مردمان جمال پرست وعاشق پيشه است.
     
    طوطي:
     حيوانيست ثاقب الفهم ونرم خو كه قوه تقليد اصوات و قبول تلقين را بسيار داراست. ارسطا طاليس گويد براي تعليم طوطي او را جلوي آينه نهيد و از پس آن صحبت كنيد تا او خوب تقليد كند (دميري ذيل ببغاء)- در اينجا نمونه آن دسته از مردمان اهل ظاهر و تقليد است كه به دنياي باقي و حيات جاويد اعتقاد دارند و به آن سخت پابندند.
    طاوس:
    پرنده ايست عزيز و جميل و عفيف الطبع و اهل ناز و تبختر است و بر خويش سخت معجب است (دميري)- در مثنوي نمونه اي از مردم منافق و دو رنگ است كه براي نام و ننگ جلوه گري مي كند و همّ خود را صرف صيد خلق و شكار آنها مي نمايد و از نتيجه عمل خود نيز بي خبر است (ر. ك. ج 5 ني ص 28). ولي در اين جا نموه اهل ظاهر است كه تكاليف مذهب را به اميد مزد يعني به آرزوي بهشت و رهايي از عذاب دوزخ انجام مي دهد.
    بط:
     مرغابيست و اين كلمه عربي محض نيست (جواليقي ص 64) و مُعرّب بت است (آنندراج) – در تفاسير قرآن (ذيل آيه 120 واقع در سوره بقره راجع به مرغ خليل الله (ع) آنرا ضمن چهار مرغ خليل نام برده اند (ابوالفتوح ج 1ص 458)- و در مثنوي كنايه است از حرص و آز كه يكي از عوامل شيطان رجيم و نفس عاقبت سوز است (ج 5 ني س 37)- در اينجا نمونه مردمان عابد و زاهد است كه همه عمر گرفتار وسواس طهارت و شستشواند.
    كبك :
    3
     نمونه مردم جواهر دوست كه همه عمر خود را صرف جمع آوري انواع جواهرات و احجار كريمه و يا اشياء قيمتي و عتيق مي نمايند.
     
    هماي:
     مرغيست افسانه اي كه گويند استخوان خورد و جانوري نيازارد و بر سر هر كس سايه افكند پادشاه شود (انندراج)- و در افسانه ها بسيار از او نام برده اند از جمله باين صورت كه در شهرها و ممالك هنگام انتخاب پادشاه اين مرغ را به پرواز مي آورده اند و بر هر كس كه مي نشست او را شاه مي كردند- در اينجا نمونه ايست از مردان جاه طلب كه از زهد و عبادت براي جلب حطام دنيوي استفاده مي كنند و از راه عزلت و عبادت ظاهري درصدد بر مي آيند كه ارباب مملكت و سياست را بخود جلب نمايند و براي خود دستگاهي داشته باشند. خواجه حافظ اينگونه زهاد را "واعظ شحنه شناس" اصطلاح كرده است:
    و اعظ شحنه شناس اين عظمت گو مفروش زانكه منزلگه سلطان دل مسكين من است
    (حافظ قزويني ص 37)
    كوف:
     پرنده ايست بنحوست مشهور و آن دو قسم مي باشد كوچك و بزرگ؛ كوچك را جغد و بزرگ را بوم خوانند (برهان) –اين پرنده را كه به نامهاي جغد و بوم و كوف و بوف و مانند آن خوانند در ادبيات زرتشتي بهمن مرغ ناميده شده است و مرغيست اهورايي و بدون نحوست (ر. ك: ح- برهان ص 318)- كنيه او در عربي ام الخراب و ام الصيبان و غراب الليل است. مرغيست كه شب نمي خوابد و پرهايش بد پوست. طائريست منزوي و منفرد و حرام گوشت (دميري ذيل بوم)- قدما براي اين مرغ احكام و خواصي ذكر كرده اند كه شرح آنهمه در اينجا ميسر نيست (ر. ك. نفائس الفنون ج2 ص 151 و حياة الحيوان جاحظ و دميري ذيل كلمه بوم)- در اينجا كنايه است از مردم زاهد و منزوي كه گنج مقصود را در انزوا و خلوت وانعزال (گوشه گيري و عزلت نشيني) و گوشه گيري و بريدن از خلق و اجتماع مي جويند.
    باز:
     قدما باز را حيواني متكبر و تنگ خُـلق تصور مي كردند (دميري ذيل البازي)- در اينجا نمونه مردم درباري و اهل قلم است كه بعلت نزديكي به شاه هميشه بر ديگران فخر و مباهات مي نمايند و تكبر مي فروشند و از سپهداري و كله داري خويش سوء استفاده مي نمايند.
    بوتيمار:
     نام مرغيست كه بر لب آب نشيند و آب نخورد و گويند تشنه است و آب نخورد مبادا آب تمام شود آنرا مرغ «غم خوراك» گفته اند (آنندراج)- آنرا بعربي يمام گويند (برهان)- و
    4
    حال آنكه «يمام» در عربي به كبوتر دشتي (منتهي الارب) يا كبوتر وحشي اطلاق مي شود (دميري) – در اينجا نمونه اي از آندسته از مردم خسيس است كه مواهب زندگاني را از خود و ديگران دريغ مي دارند، نه خود از آن متمتع مي شوند و نه مي توانند از تمتع ديگران لذت برند.
     
    منابع :
    برهان قاطع- تاليف محمد حسين خلف تبريزي به اهتمام دكتر محمد معين - چاپ تهران
     
    منطق الطير مقامات طيور شيخ فريدالدين عطار نيشابوري به اهتمام سيد صادق گوهرين
     
    آنندراج- تاليف محمد پادشاه زير نظر محمد دبير سياقي- چاپ تهران
     
     
     
     


    شرح حا ل زند گی سنایی
     

    در این قسمت بر آنیم  که برای پژوهندگان راغب به فرهنگ پربار ادبیات فارسی تنها به صورت گذرا   شرح حال و نکاتی راجع به سنایی و منتخب حدیقة الحقیقه  را ذکر کنیم . لازم به ذکر است که به علّت گستردگی مطالب فقط گوشه ای ازاین تحقیقات را ذکر می کنیم .

     

     در این تحقیق  د ر قسمت شرح حا ل زند گی شا عر ا ز کتا بها ی تاریخ ا د بیا ت در ا یرا ن جلد دوم  نوشته ا ستا د ارجمند دکتر ذ بیح ا لله صفا و تا ریخ ا د بیا ت دکتر صا د ق رضا زا ده شفق –

    لبا ب ا لا لبا ب محمد عو فی-جلد دوم کتا ب حا فظ نا مه بخش ا ول بها ء ا لدین خرمشا هی بخش

    تا ثیر شا عرا ن بر حا فظ و یا حا فظ بر شا عرا ن ا ستفا ده نموده ا م.

     

    حکیم ا بوا لمجد مجدود بن آ دم سنا یی شاعر وعا رف بلند مقا م قرن ششم و ا ز ا ستا د ان مسلم شعر فا رسی ا ست.

     نام ا و را عوفی د ر( کتا ب لبا ب ا لا لبا ب –2  - 252 ) مجدا لدین آ دم سنایی و 

    حا جی خلیفه ( کشف ا لظنون – چا پ ترکیه –1 –161 ) محمد بن آ دم و در تا ریخ

    گزیده نیز محمد ضبط شده ا ست.

    خود سنا یی در این مورد به مطلب مجد الدین اشاره دارد از آ ن جایی که در حدیقه الحقیقه و مقدمه  منثور دیوان خود آورده است .

    هرکه او گشته طا لب مجد ا ست                   شفی ا و زلفظ بوا لمجد ا ست

    شعرا را به لفظ مقصــــــــــودم                        زین قبل نام گشت مجدودم

    ز آ ن که جد را به تن شدم به نیت                    کرد مجدود ما ضیم کنیت

    وا زمعا صرا ن ا و نیز محمد بن علی الرقاء در دیباچه حد یقه ا لحقیقه نا م وی را ابوالمجد

    مجدود بن آ د م ا لسنا یی آ ورده ا ست.

    در دیوا ن سنا یی ا بیا تی دیده می شود که در آ نها ا شا ره به نا م دیگری برای شا عر دیده

    می شود که در آ نها گوینده خود را  ( حسن) خوا نده ا ست:

    پسری دا ری  همنـــــام رهی                    کــــز تو می خدمت او جویم من

    ز آ ن که نیکو کند ا زهمنا می                   خدمت خوا جه حسن بنده حسن

    حسن ا ندر حسن ا ندر حسنم                 تو حسن خلق و حسن بنده حسن

    از ابیا تی که در حدیقه آ مده و نقل شدمشا هده می شود که مجدود نا م ثا نوی و به منزله عنوان و

    لقبی برا ی ا وست که این ا شا ره مبهم ا ز آ ن ا ستنبا ط می گردد.

    ولا دت ا وباید در ا و ا سط یا ا و ا یل نیمه دوم قرن پنجم درغزنین ا تفاق ا فتاده با شد. سنایی به

    دستگاه غزنویان راه پیدا نموده و قدیمترین سلطا نی که مدح وی در دیوا ن سنا یی دیده می شود

    مسعودبن ا برا هیم و بعد ا ز ا و یمین ا لدوله بهرا م شا ه بن مسعود ا ست که سنا یی مدح آ ن ها را نموده ا ست.

    به هر حا ل سنا یی ما نند دیگرشا عرا ن د رآ غا ز کا ربه مدا حی می پر د ا زد ولی چون ممدوحا ن موجب رضا یت خا طر سنا یی را فرا هم نمی کنند وی شیدا ی جما ل حق گشته و دست ا ز جها ن  و جها نیا ن می شوید حتی بهرا مشا ه نیز که می خوا هد خوا هر خود را به شا عر بدهد سنا یی نمی پذیرد. ا هل خا نقا ه در مورد تغیییر حا لت  سنا یی دا ستا ن مشهور به (لای خوا ر) را می آ و رند که وی فردی شرا ب خوا ر بود و گفت: ا گر سنا یی مردی فا ضل ا ست ستا یش و مدّا حی سلطا ن محمود  را نمی کرد . ا ین مطلب نا در ست ا ست و علت جعل آ ن دا ستا ن ا عتقا د اهل سلوک ا ست به   ا ین که تغییر حا ل اربا ب طریقت هموا ره ا ز تا ثیر نفس یا نظر یکی ا ز مشا یخ و ا قطا ب بوده ا ست. ولی ا ین نیز درست نیست. علت ا صلی نا کا می شا عرا ست  که با تما م فضل و دا نش و طبع لطیف و قوی خود تحمل می کرده ا ست. شا ید در ا ین ا مر معا شرت سنا یی با سا لکا ن را ه

     عرفا ن که در آ ن ا یا م در بسیا ری ا زبلا د و علی ا لخصوص د ر بلا د مشر ق پرا کنده بودند تا ثیر دا شت.

    سنا  یی چند سا ل ا ز دوره جوا نی خود را د ر شهرها ی بلخ و سرخس و هرا ت و نیشا بور

    گذرا ند و گویا در هما ن ا یا م که در بلخ بود را ه کعبه پیش گرفت. در همین ا وا ن ا فکا ر

    عرفا نی و ا نقطا ع ا ز جها ن در ا و قوت گرفته بود و مست شرا ب با قی و ا ز ( بود خود

    فا نی) شده بود.

    رو که هر تیری که ا ز میدا ن حکم آ مد به ما      

                                                         هد یه جا ن سا زیم و آ ن گه سوی آ ن پیما ن شویم

    چون بد و با قی شدیم ا زبود خود فا نی شویم 

                                                        چون بد ودا نا شد یم آ ن گه زخود نا دا ن شویم

    بعد ا ز با زگشت ا ز سفر مکّه شا عر مد تی د ر بلخ به سر برد و ا ز آ ن جا به سرخس و مرو

    و نیشا بور رفت و هر جا چندی در سا یه تعهد و نیکو دا شت بزرگا ن علم ورو سا ی محل به سر

    برد تا درحدود سا ل "51 8 " به غزنین با زگشت.

    یا دگا رها ی پرا رزش ا ین سفر درا ز مقدا ری ا زقصا ید و ا شعا ر سنا یی ا ست که د ر

    خرا سا ن سروده و کا رنا مه بلخ که در شهر بلخ سا خته ا ست. ا مر مهمی که درا ین سفربرای سنا یی

     حا د ث گردیده ا ست و تا ثیر فرا وا نی در شا عر د ا شته هما نا تغییر حا ل و مجذ و بیت ا وست که مخصوصا برا ثرمعا شرت با دسته ا ی ا ز رجا ل مهذّ ب در بلخ و سرخس و مرو حا صل گردید و آ ثا ر این

    معا شرت ها و ا ر تبا ط ها د را شعا ر و نا م ها ی  با زما نده ا و مشهود ا ست.

     

            بعد ا ز با زگشت به غزنین چون سنا یی خا نه ا ی  ندا شت یکی ا ز بزرگا ن یعنی

    " خوا جه عمید ا حمد بن مسعود تیشه " خا نه ا ی به ا و بخشید و سنا یی درآ ن جا به تنها یی به سرمی برد و در ا ین جا بود که خوا جه تکلیف جمع آ ورد ن دیوا ن را به سنا یی نمود و ا و نیز به شرط ا ین که حوا یج یک سا له ا و مرتفع شود آ ن را پذیرفت.

    ا ز ا ین پس سنا یی تا پا یا ن حیا ت خود در غز نین زند گیش را به گو شه گیری و عزلت طی نمود و  در همین د وره می با شد که به نظم و ا تما م مثنوی مشهور حدیقه ا لحقیقه توفیق یا فت تا به قول  ( محمّد بن علی ا لرقا ) در مقدمه حدیقة ا لحقیقه روز یکشنبه یا زدهم ما ه شعبا ن سا ل " 525" درگذشت که در تا ریخ مرگ وی ا ختلا ف ا ست. هدا یت سا ل( 590 ) و تقی ا لدین کا شی سا ل (545) علامه میرزا محمد خان قزوینی سا ل (545) می با شد ولی صحیح ترین هما ن (525) می با شد . مقبره سنا یی د رغزنین و زیا رتگا ه خا ص وعا م ا ست وا و بی ترد ید یکی ا ز

    هوادا را ن صدیق آ ل علی و خا ندا ن پیا مبر بوده ا ست.

    سنا یی گذشته ا زسلا طین و ا مرا با فضلا وشعرا ی عصر خود ما نند مسعود سعد رفت و آ مد

     دا شت وحتّی ا شعا ر مسعود سعد را ا ولین با ر ا و جمع آ وری کرد.

    د ر مورد مذهب سنا یی با ید تذکر دا د که ا گرا ورا هم ا ز جمله شیعیا ن بشما ریم با ید معتقد به عد م تعصّب اودر مسا  ئل مذ هبی با شیم.

                                                              تأ لیف : سیّد علی علوی

     


    از تفسيرهايي كه بر مثنوي نوشته شده است مي توان موارد ذيل را ذكر نمود.
    1-نخستين تفسير مشروح در قرن نهم پديد آمده است در اين دوره كمال الدين حسين خوارزمي شرحی بر مثنوي آغاز كرد به نام جواهر الاسرار و زواهرالانوار كه فقط توانست شرح سه دفتر مثنوی را بنوسيد. خوارزمي شرح منظومي هم بر مثنوی نوشته است به نام كنوز الحقايق كه پيدا است تأليف آن پيش از جواهر الاسرار بوده است.
    2-در قرن يازدهم دو تفسير عالمانه نوشته شد كه عبارتند از:
    الف: تفسير فاتح الابيات از اسماعيل دده يا اسماعيل انقروی كه در آن علاوه بر تفسير تركي ابيات، انقروي كوشيده است كه متن درستی از مثنوي را هم با تفسير خود همراه كند.
    ب: تفسير ديگر لطايف معنوي از عبدالطيف عباسی كه بر شرح ابيات مشكل تكيه دارد و آن هم با يك متن منقح از مثنوی همراه است.
    3-در قرن دوازدهم، اسرار الغيوب معروف به شرح خواجه يعقوب، شرح مثنوي ولی محمد اكبر آبادی و شرح عبدالعلی الكنهويی معروف به بحرالعلوم را می‌توان نام برد.
    4-در قرن سيزدهم شرحي كه توسط حاج ملاهادي سبزواری نوشته شده است و او كوشيده كه مثنوي را با موازين حكمت و شريعت تفسير كند كه در نتيجه ميان او و مكتب ملاصدرا و ديگر حكماي الهی پيوندبه وجود آورد.
    ناگفته نماند كه تفسيرهايی كه براي مثنوی نوشته شده آن قدر متعدد و گوناگون است كه فهرستی ازآنها خود كتاب بزرگی مي شود كه در اين جا فقط به گوشه‌ای از آن آثار در زمان حاضر بسنده مي‌كنيم.
    بانگ نای: به انتخاب سيد محمد علي جمال زاده
    خلاصه مثنوی : روان شاد استاد فروزان فر
    شرح مثنوی شريف: بديع الزمان فروزان فر
    فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوی: دكتر سيد صادق گوهرين
    كتابها و مقالات گوناگون: دكتر عبدالحسين زرين كوب از جمله سرّ  نی در دو جلد
    تفسير و نقد و تحليل مثنوی: محمد تقی جعفری
    شرح جامع مثنوی معنوی: كريم زمانی
    شرح مثنوی: دكتر سيد جعفر شهيدی
    شرح مثنوی: محمد استعلامي
    گذشته از اين ها بايد از دو استاد پر مايه و نامدار اين عصر مرحوم جلال همايی و مرحوم
    فروزان فر نام برد كه شناخت مولانا و مثنوی را براي ما آسان تر نمودند.
     
           تأثير مثنوي مولانا در ادبيات جهان وميان انديشمندان
             
    در ميان كشورهاي ديگر نيز مي بينيم مطالعاتي صورت گرفته است
    «نگ: مثنوی – استعلامي دفتر اول صفحات هشتاد و چهار الی هشتاد و هشت»
     و به اين دليل مي گوئيم مولانا فراتر از اين مرزها به تمامي جهان تعلق دارد. در اينجا تنها به ذكر نمونه‌هايی اكتفا مي شود.
    1-در جهان عرب دانشمندانی چون دكتر عبدالوهاب عزام ترجمه منتخبی از مثنوی و ديوان شمس مولانا را به جامعه فرهنگی مصر امروز شناسانده است.
    2-المنهج القوی لطلاب المثنوی: تفسيری است از يوسف بن احمد در قرن نوزدهم ميلادي
    3-ترجمه مثنوی به نام جواهر الآثار از عبدالعزيز صاحب الجواهر كه دانشگاه تهران آن را منتشر كرده است.
    4-نماينده سياسي فرانسوي در استانبول به نام «والن بورگ» شش سال نشست و مثنوی را به زبان فرانسه ترجمه كرد.
    5-يك اطريشي به نام ژورف فن ها مربورگشتال، گزيده‌اي از مثنوی را به زبان آلماني در آورد و در يك مجله شرق شناسی چاپ كرد.
    6-يك شرق شناس اطريشي به نام فن روزن تسوايگ شوانو گزيده‌اي از آثار مولانا را به زبان آلماني در آورد.
    7-ترجمة منظوم دفتر اول مثنوی به دست «گئورگ روزن»
    8-هلموت ريتر مقالات محققانه‌اي درباره سماع و مكتب و آثار مولانا نوشت
    9-«سرجيمز ردهاوس» در بريتانيا در سال 1881 گزيده‌ای از حكايات مثنوی را به انگليسی ترجمه كرد.
    10-هـ . وين فيلد دست به تحرير مقالات در معرّفی آثار مولانا زد.
    11-رينولد الين نيكلسون ابتدا گزيده‌ای از ديوان شمس را در سال 1989 منتشر كرد و سپس به تصحيح مثنوی پرداخت با كاري ارزشمند همراه با ترجمه كامل انگليسی و دو جلد توضيح و تفسير درباره آيات و احاديث و سابقه حكايت ها و شرح نكات و ابيات مبهم مثنوي 
    12-ا. ج، آربري: تحليل كارهای مولانا و ترجمه فيه مافيه
    13-كلمان هوار ترجمه مناقب العارفين افلاكی به فرانسه
    14-«لوي ماسينيون» در كتاب حلّاج خود به
    مناسبت هايی از مولانا ياد كرده‌است.
    15-«فريتز ماير» سويسی مقالاتي در تحليل انديشه مولوی
    16-«ماريژان موله» كه اصلاً لهستانی بود، به فرانسه كتابی درباره سماع نوشت به نام «رقص مقدّس»
    شگفتا كه مولانا كسی بود كه در روزگار خود آفتاب تابان بود و امروز نور وجود او ما را شور و گرمايی ديگر میبخشد عجبا كه قلم در مقابل اين عظمت سر فرود می آورد و قاصر است از نوشتن بنابراين بايستی با خود مولانا سخن را به تمام رسانده و به شرح ابيات 3100-2900 دفتر سوم می‌پردازيم.
     شرح اين هجران و اين خون جگر
                                                                 اين زمان بگذار تا وقت دگر     


    ابن يمين شاعر شيعي و سربدار
     
          امير محمود فريومدي معروف به ابن يمين يكي از معروفترين شعراي قطعه سراي ايران است. وي فرزند يمين الدوله شاعر بود كه در خدمت خواجه علاءالدين محمد كه از طرف سلطان ابوسعيد بهادر خان در خراسان حكومت مي كرد، مستوفي بود وشغل ديواني داشت و فرزندش به نام او معروف گشت وابن يمين ناميده شد.
        ابن يمين در سايه عنايت پدر فاضل و شاعرش روزگار گذراندو دانش آموخت و در همان عنفوان جواني در شمار شاعران و منشيان عهد خويش در آمد و به مقام استيفا دست يافت.وي مدتي از سالهاي جواني خويش را در خراسان گذراند و سپس به تبريز رفت و به درگاه غياث الدين محمد بن رشيد الدين فضل الله وزيركه مجمع ارباب فضل و دانش بود، راه يافت. وي پس از آن به فريومد بازگشت.
        با اينكه در موطن و زادگاه خويش اقامت داشت، با گروهي از امرا و وزراي روزگار خود در خراسان رابطه داشت و آنان را مي ستود و بيش از همه به خواجه علاءالدين مخمد فريومدي وزير خراسان علاقه داشت. در آن ايامي كه سربداران در خراسان قدرت يافته بودند، ابن يمين بسيار ياز امراي سربداري راستود و مدتي نيز در سبزوار نزد آنان بود و ناظر برخي كشمكشها و جنگهاي آنان با ايلخانان بود.
        در سال 743 .ق در يكي از جنگها كه شيخ حسن جوري كشته شد، ابن يمين دستگير شد و به اسارت رفت و در اين جنگ ديوان خطي منحصر به فرد وي مفقود گشت.
        در كتاب مجمل فصيحي آمده است ابن يمين بعد از گم شدن ديوان اشعار خود قطعه زير را در سبزوار گفت و پيش ملك معزالدين كرت به هرات فرستاد :
    كر بدستان بستد از دستم فلك ديوان من
    آنكه او مي ساخت شكر يزدان با من است
    و ربود از من زمانه سلك در شاهوار
    ز آن چه غم دارم چون طبع و گوهر افشان بامن است
    ور زشاخ  گلبن فضلم گلي بربود باد
    گلشن پر لاله و نسترن و ريحان با من است
          اما هر چه جست و جو كردند، ديوان او را نيافتند و از سفاين بزرگان و آنجه هر كس از شعر او بخاطر داشت و بعد از اين گفت جمع كرد. ابن يمين خود گفته است :
    كه اشعار پراكنده چو هفت اورنگم
    مانند پروين به نظام آيد باز
    ابن يمين سالهاي آخر عمر را در فريومد به قناعت گذراند.   
       تذكره نويسان خلق و خوي وي را ستوده اند و بيشتر آنان نوشته اند     وي از نظر اخلاقي قانع، گوشه گير، و معتقد به مباني اخلاقي بود و به كار زراعت اشتغال داشت.ابن يمين در حالي كه سنش از هشتاد متجاوز بود در روز هشتم جمادي سال 769 در گذشت.وي در قصايد بيشتر از شعراي پيشين پيروي كرده است و آنچه وي را در تاريخ ادبيات ايران مشهور كرده قطعه هاي معروف اوست كه پس از انوري در تذكره ها و ديوان خودش ثبت شده است.
    نمونه هايي از معاني بلند در اشعار ابن يمين ذكر مي شود.
       وي در توحيد وعشق و عرفان سروده است:
    الا اي دل اگر خواهي تماشاگاه علوي را
    به سان قدسيان برشو به بام گنبد مينا
    نظر بگشاي تا بيني جهان جان همه شادان
    وليكن اين كسي بيند كه دارد ديده بينا
    در اين پيداي بي پايان كه شد عقل اندرو حيران
    دليلت عشق مي بايد نه علم بو علي سينا
       در ستاري و عفو خداوند سروده است:
    گنهي ميكنم كنون پنهان
    ايزد آن را نمي كند پيدا
    كرم ذوالجلال از آن بيش است
    كه كند ياد آن به روز جزا
       در باره احترام به معلم و استاد و طبيب سروده است
    دو مشفق اند اديب و طبيب
    زدرد خسته شو مي نگرد بنالد از تو طبيب
    به جهل بسته شوي گر برنجد از تو اديب
       ابن يمين شيعه بود و در قصايد خويش به مدح و منقبت امامان پرداخته و حسن عقيده خويش را بيان كرده است؛ از جمله در مدح حضرت رسول اكرم و امامان دين در قصيدهاي سروده است:
    مظهر نور نخستين ذات پاك مصطفاست
    مصطفي كو اولين و آخرين انبياست
    آن كه هستي بر طفيلش حاصل است افلاك را
    وين نه من تنها همي گويم بدين گويا خداست
    چون نبي بگذشت امت را امامي واجب است وين نه
    كاري مختصر باشد مرا اين را شرط هاست
    جز علي مرتضي در بار گاه مصطفي
    هيچ كس ديگر به دعوي سلوني بر نخاست
    او به استحقاق امام است و به نص مصطفي
    بر سر اين موجب نص نيز حكم انماست
    چون گذشت از مرتضي اولاد او را دان امام
    اولين زيشان حسن وانگه شهيد كربلاست
    بعد آن سجادو وانگه باقرو صادق بود.
    بعد از او موسي نجي الله و بعد از وي رضاست
    چون گذشتي زو تقي را دان امام آنگه نقي
    پس امام عسكري كه اهل هدي را پيشواست
       ودر ادامه در باره حضرت مهدي (عج الله تعالي) سروده است:
    بعد از و صاحب زمان كز سالهاي دير باز
    ديده ها در انتظار روي آن فرخ لقاست
    چون كند نور حضور او جهان را با صفا
    هر كژي كاندر جهان باشد يكبار راست
       در قصيده اي  جداگانه در مدح حضرت علي (ع) سروده است:
    نوري كه هست مطلع آن هل اتي است
    خلوت نشين صومعه اصطفا علي است
    مهر سپهر حكمت و جان و جهان فضل
    فهرست كارنامه اهل صفا علي است
    آن كس كه در يقينش نگنجد زيادتي
    صد بار اگر پيش بر افتدغطا علي است
       و امامت بعد از پيامبر را مستحق حضرت علي (ع) مي داند:
    گر بود مستحق ز سلف يك وجود كو
    باشد به حق وصي ز پي مصطفي علي است
    و زحجت نبوت امامت عدالت است
    با عفت شجاعت وجود و سخا علي است
    دارم اميد عفو گرم هست صد گناه
    بر اعتماد آن كه مرا پيشوا علي است
    اي دل ز تشنگي قيامت مترس از آنك
    ساقي حوض كوثر دارالبقا علي است
       و در قصيده اي ديگر به مدح حضرت علي (ع) پرداخته كه مطلع آن اين است:
    آن را كه پيشواي دو عالم علي بود
    نزد خداي منزلتي بس علي بود
       و در قصيده اي ديگر حضرت علي (ع) را ستايش كرده است كه چند بيتي از آن در پي مي آيد:
    مقتداي اهل عالم چون گذشت از مصطفا
    ابن عم مصطفي را دان علي مرتضا
    آنكه از مغرب به مشرق كرد رجعت آفتاب
    تا نماز با نياز او نيفتد در قضا
    گر نكردي در نبوت را نبي الله مهر
    مرسلي بودي علي افضل ز كل ابنيا
    آن كه در حين صلات از مال خود دادي زكات
    جز علي را كس نمي دانم به نص انما
    در ولاي او نمايم پايداري همچو قطب
    ور بگرداند فلك بر سر بخونم آسيا
        و قصيده اي نيز جداگانه در مدح حضرت علي بن موسي الرضا (ع) سروده است كه 36 بيت است و ما براي تبرك چند بيتي را ذكر مي كنيم:
    گوهر افشان كن زجان اي دل كه مي داني چه جاست
    مهبط نور الهي روضه پاك رضاست
     در درياي فتوت گوهر كان كرم
    آنك شرح جودآباي كرامش هل اتي است
    قبه پر نورش از رفعت سپهر ديگري است
    و اندر و ذات پر نورش چو مهر اندر سماست
    قره العين نبي فرزند دلبند وصي
    مظهر الطاف ايزد فخر اصحاب عباست
    هست سلطان خراسان ني چه گفتم زينهار
    بر سر هر هفت اقليم و دو عالم پادشاست
    هر كه مهرش در ميان جان ندارد چون الف
    قامتش روز جزا از غم چو جيم و نون دو تاست
    اي جناب قبله حاجات ارباب نياز
    حاجتي كه اينجا رود معروض بي شبهت رواست
    حاجت ابن يمين را هم روا كن بهر آنك
    حاجت خلقان روا كردن ز اخلاق شماست
     
    پي نوشت ها
    1- فريو مد در قديم جزء خراسان بوده و از توابع جوين به شمار مي رفته است، اين واژه به صورت فرومد و فرند نيز در كتاب تاريخي آمده و امروزه جزء شهرستان شاهرود است.
    2- بنگريد به ذبيح الله صفا، تاريخ ادبيات ايران،ج 3-2 ص995
    3- عبدالرافيع حقيقت تاريخ قومس،ص442
    4-تمام ابيات از ديوان اشعار ابن يمين به تصحيح حسين علي باستاني راد نقل شده است.



    زلیلایی شنیدم یا علی گفت
    به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
    نسیمی غنچه ای را باز می کرد
    به گوش غنچه کم کم یا علی گفت
    چون با ریزش باران رحمت
    دعایی کرد او هم یا علی گفت
    یقین پروردگار آفرینش
    به موجودات عالم یا علی گفت دلا بایست هردم بیا علی گفت
    نه هر دمن به دمادم یا علی گفت
    به هرروز پیچ و به هر خم یا علی گفت
    دمی که روح در آدم دمیدند
    زجا برخاست آدم یا علی گفت
    علی در کعبه بردوش پیغمبر
    قدم بنهاد و آن دم یا علی گفت
    عصا دردست موسی اژدها گشت
    کلیم آنجا مسلم یا علی گفت
    نمی شد زنده جان مرده هرگز
    یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
    زبطن حوت یونس گشت آزاد
    زبس در ظلمت یم یا علی گفت
    به فرقش کی اثر می کرد شمشیر
    شنیدم ابن ملجم یا علی گفت
    مگر خیبر زجایش کنده میشد؟
    یقین آن دم علی هم یا علی گفت .


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .